قربون چشماش مروم دنبالش هی راه مروم.
چقدر قشنگ راه مره به دشت و صحرا مره.
ای یره یره
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:55 توسط behi
سفر را اگاهانه
وباید کرد سفر را,
اگاهانه چونان که
آح کشد و اگاهانه چونانکه زند آخ
و باید کرد چونان
چونانکه فریاد زند و آح آح
حال که باید کرد سفر را
پس چونان که
چونان که آح از دلت خارج شود
و نشیند بر لبش آخ
آخ چه کردنی وای
وای چه کردنی در راه است
باید
باید کرد سفری آگاهانه
چه آگاهی
آگاه آگاه گاهی نیست
باید کرد باید کرد سفری
آگاه
وباید کرد سفری
سفری در راه نیست
سفر را باید کرد
حال که باید کرد
جر بخور
بخور بخور تا گلویت باز شود و
بخوانی آخ
خ
باید
آگاهانه سفر را
بهی (بهنام)
.......................................................................
بخوایم نخوایم میگذره
یه سفر اجباری
هرچی بگی بابا حال نمی کنم
نمیام نمیخوام ولم کن
برات ول میکنه جوری که بوش خفت کنه
باید کرد پس چونان کنیم سفر را...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:24 توسط behi
چگونه اید ؟
بحث امروز ما درباره اعتیاده اعتیاد کلآ چیزه خوبی و یه نشونه ملی برا ما به حساب میاد معادل گدیمیه این چلمه اسیر وقتی اعتیاد به مواد پیدا میکنی یعانی اسیرش میشی که اسیر شدن از گدیم الایام تو فرهنج ما بودا مثله یه شایر خیلی خیلی گدیمی میگا: اسیرتم گناری
گناری یه همون قناری شوما یه نوع مودا که امروزه ایمش رو رویه بیدنه پرنده دَ گوذاشتن
گوزل خواننده لَر تو ایدامه مطالُب براجا مواد مخدره رو بِشتر معرفی کردم ایستمخ کردید میتونود اُخوماخ بکنید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:55 توسط behi
بو آخشام اؤلوروم، منی کیمسه توتاماز
من امشب مي ميرم و کسي نمی تواند جلوی مرا بگیرد
سن بیله توتامازسین، ییلدیزلار توتاماز
تو نیز نمی توانی مانعم شوی ، ستاره ها نیز
بیر اوچوروم کیمی دوشه ریم گؤزلریندن
همچون شی ای بر لب پرتگاه، از چشمانت خواهم افتاد
گؤزلرین منی توتاماز
و چشمهایت نیز نمی توانند مانعم شوند
دوشلرینده بویوروم، بویوروم
در رؤیاهای تو رشد می کنم
کابوسون اولور اؤلوروم
و کابوس تو شده و مي ميرم
بیر شعر یازاریم بیر تورکو سؤیله ریم
شعري خواهم نوشت و نغمه ای سر خواهم داد
بیر سن اولوروم بیر من اؤلوروم
يکي به مانند تو خواهم شد و يکي مثل خودم، و مي ميرم
بو آخشام اؤلوروم، صیرف سنین ایچون
امشب فقط به خاطر تو مي ميرم
منی اؤلوم بیله آنلاماز
مرگ نیز مرا درک نخواهد کرد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:12 توسط behi
نتیجه غیر اخلاقی :
برو حالش رو به بر![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:52 توسط behi
سلام
بسم الله الرحمن الرحیم
منت خدای را عزّ و جلّ
که طاعتش موجب قربتست و بشکر اندرش مزید نعمت
هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست
و چون بر می آید مفرّح ذات
پس در هر نفسی دونعمت موجودست
و بر هر نعمتی شکری واجب
از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش بدر آید
سلاملار
بعضیا وقتی منتشون رو میکشی فکر میکنند کجا دنیا واسادن بابا بیا پایین تو(داخل) جا خدا واسادی. گل آشاقی
واقعآ با این نونوایاشون!
اینجاست که میگن ادم رو سگ خال دار گاز بگیره جو نگیره
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:24 توسط behi
یکم در باره بدبخت بیچار های که تو ماه اردیبهشت به دنیا امدن:
زندگي در قالب يك رقص شيرين چيزي است كه متولدين ماه گاو (ثور) آن را دوست دارند. براي شما شايد اين جمله مقداري ماديگرايانه و ماترياليستي باشد ولي بايد گفت كه اين افراد واقعاً به زندگي اي كه در آن زيبايي نباشد علاقه اي ندارند. البته زيبايي براي آنها مي تواند در قالب يك زندگي خانوادگي شاد هم معنا شود زندگي اي كه شامل يك همسر و روابطي پايدار باشد.
حالا همه با هم یالا یالا رقص و شادی - ... یالا یالا رقص و شادی
بد بخت بیچاره های متولد سال ببر
ببر در فرهنگ مشرق زمین نماد خوش اقبالی و کامیابی است. آسیاییها این حیوان خوش یمن را تداعیکننده قدرت برتر و نماد آسودگی و امنیت در زندگی انسانها میدانند که همیشه مورد احترام و ستایش مردم است. در فنگشویی چینی ببر یکی از ۴ حیوان آسمانی است و در کنار لاکپشت سیاه، ققنوس و اژدهای سبز اهمیت زیادی برای مردم دارد. ببر همواره نماد شجاعت و پیروزی به شمار میرود و نماینده زمین محسوب میشود.
این پایینیه منم !

خوشگلم؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:26 توسط behi
تو ارایشگاه علی داره مویه یه حاجی رو رنگ میکنه یه لا در میون بهش تیکه های مثبت ۱۸ میندازه من هم نشستم ونشستته ام و...
خوب کارش تموم شد حاج بالند شد ریموت رو در اورد قفل مرکز رو زد حساب کرد با ریموت روشن کرد از در رفت بیرون(بی+رون) سوار یه پالس شد علی:حاجی داری میری یه یه چرخم بزن
نشستم چه طور بزنم, ساده کوتاه کوتاه علی: حاجی رو دیدی سالی ۶ ماه خانواده رو میپچه میره اونور اب برا خانوم بازی با این سن و سالش پالس سوار میشه, روبه رو ما داش خونه می ساخت دیدم یه خانم تریپ خفن اومد و رفت تو ساختمون دوم(2ام) افتاد ۵ دیقه بعد زنگ زدم گفتم حاج خوش میگذره زدی زمین یا نه حول حول گفت کجایی بیا جلو ساختمون کارت دارم رفتم جلو ساختمون امد پایین گفت بیا بالا سورو سات به راه فقط سر و صداش رو در نیار منم که دهنم قرص استامینوفن.
یه کم تو این باب به شعریم به فیض برسید:
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم ، کو بدترش ؟
حاجی تو که یه من ریش و پشم وصلته و ؛ تسبیحى تو دستته
که تأثیر داره حتمن تو مخ زدن صیغه ای یا
از چیزی دم بزن که اگه کره خوری بشه اسهال نشى ؛ حاجی بده طمع نکن
حاجی تو میدونی چرا تل و کک و بنگ و شیشه ؛ مثل نقل و نبات تو دستمه
حاجی من می دونم نسلمون چطور داره نابود میشه ؛ تو دیگه قلع و قمع نکن
آآآآ مشتی ماشاالله / آآآآ حقه ای والله
حقه ای والله / می کشی بالا
مال و منالا / می کنی حاشا
بارت می لنگه / الاغه لنگه
شیشه و سنگه / مشتی ماشاالله
آآآآ مشتی ماشاالله / آآآآ حقه ای والله
دستات که روشه / خون که بجوشه
خلق بخروشه / داره تماشا
حاضر و غایب / صادق و کاذب
شحنه و نایب / جملگی رسوا
آآآآ مشتی ماشاالله / آآآآ حقه ای والله
حق پیشه رنجه / مار سر گنجه
پنجه به پنجه / گشنه و دارا
اونکه بیداره / دستاش به کاره
حقو می گیره / آخر دعوا
آآآآ مشتی ماشاالله / آآآآ حقه ای والله
مشتی ماشاالله هی مشتی ماشاالله هی مشتی ماشاالله هی
مرسی مرسی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:52 توسط behi





